شرف الدين على يزدى

1053

ظفرنامه ( فارسى )

قدم پيش تواند نهاد ندادند . سوم روز چون افراسياب شرقى انتساب آفتاب ، تيغ ظفرتاب « 1 » از نيام ظلام بركشيده ، به ميدان خراميد و سپاه بىشمار كواكب را كه از اول شام تا آخر بام ، مصر فيروزه حصار چرخ دوار مركز اعلام شوكت و احتشام ايشان بود ، روز بقا به شب رسانيد ، [ نظم ] سوم روز كافراسياب سپهر * برافروخت از جانب شرق چهر دليران شامى انجم تمام * بجستند از بيم زرّين حسام حضرت صاحب‌قران به برنشستن سپاه نصرت‌قرين و به « 2 » افراشتن رايات رزم و كين فرمان داد . [ نظم ] بجنبيد لشكر ز كه تا به « 3 » مه * گران گشت يال يلان از زره پر از شير و شمشير شد رزمگاه * ز آهن قبايان زرين كلاه برآمد ز كوس و گورگه غريو * ز بيم آب شد زهرهء نرّه ديو و برحسب رأى ممالك آراى و فرمان قضا « 4 » جريان ضبط و ترتيب لشكر برانغار به عهدهء جلادت و اقتدار اميرزاده ميرانشاه و اميرزاده شاهرخ و جماعتى از اعاظم امرا و نويينان مثل امير سليمان شاه و ديگر امراى نامدار قرار يافت و در قنبل ، اميرزاده ابا بكر بود . [ نظم ] برآراست شهزادهء كامگار * سپاهى ز كثرت برون از شمار گروهى ز جان گشته جوياى كين * بر « 5 » ابروى مردى درافكنده چين و در جوانغار سلطان محمود خان و امير جهان شاه و ديگر نويينان عالىشان و امراى تومان به نسق و سامان سپاه كشورستان قيام نموده ، آثار شهامت و صرامت به ظهور رسانيدند و قنبل ايشان سلطان حسين بود .

--> ( 1 ) . الف : ياب ؛ ع : مآب . ( 2 ) . م : ز . ( 3 ) . الف ، ع : بر . ( 4 ) . الف : - و فرمان قضا . ( 5 ) . ع : به .